شادمانی از مرگ انسانی بزرگ ـ مرثیه ای برای جرج جرداق
142 بازدید
تاریخ ارائه : 11/12/2014 10:58:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

خسته و کلافه از کار روزانه؛ همراه همسرم و فرزندم، اخبار یکی از شبکه های سیما را می دیدم. تصویر بزرگی از جرج جرداق، وسط صفحه نمایشگر  را پر کرد. ... خبر مرگ جرج جرداق ... . برای او با آن که می دانستم مسلمان نیست فاتحه ای با نهایت اخلاص خواندم. همسر و فرزندم هم. اول احساس خوبی پیدا کردم. البته نه از مرگ او که از زنده بودن او تا آبان سال 1393. احساسی ناب از عمر طولانی آفریننده الامام علی صوت العداله الانسانیه.

و بعد بغغضم ترکید از این که یک مستشرق بزرگ که همه اهل فن، مبهوت سترگی کار او درباره امام اول ما شیعیان بودند از دنیا رفته است.

و باز معلوم نیست ما تا کی باید صبر کنیم تا نامسلمان یا ناشیعه ای دیگر از مادر دهر زاییده شود و درباره امام ما کاری کارستان انجام دهد. ماها خودمان که حالش را نداریم. باید جاحظی بیاید و صد کلمه ای از امیر مومنان بنویسد تا غررالحکمی از یک دانشمند شیعه خلق شود یا جرج جرداقی پای در میدان بگذارد تا ما به به و چه چهش کنیم. من به نوبه خود دست چنین نامسلمان ها و ناشیعه هایی را می بوسم و بابت همه کوتاهی های شیعیان از امام اولمان، پوزش می طلبم.

این چه فرهنگ بدی است که اگر در کشور ما به سترگی مردی یا زنی صحه می گذارند به راحتی می پذیریم که او بی شک در بین ما نیست و وقتی می فهمیم که نه او تا همین چند روز پیش زنده بوده خرستد می شویم. مرگ کسی احساسی ناب  در ما ایجاد می کند.